۱ مرداد ۱۳۹۳

پایان

بله.. دوره‌ی سقوط هواپیماهاست.


۱۴ خرداد ۱۳۹۲

به خاطر یک‌مشت چی؟

افراد را به امان خدا نسپارید؛ امان خدا شلوغ است.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

یه هم‌چو حالی

به‌نظرم خاتمی باید بیاد، مهم نیست که رد صلاحیت بشه یا نشه، رای بیاره یا نیاره؛ مهمه که بیاد، که یکی برداره بنویسه «خاتمی هم آمد وُ ... تو نیامدی». 


۶ تیر ۱۳۹۱

کنعان - دو


انگار پیام‌بر قومی باشی
که چندسال قبل
با آخرین هواپیما
از این‌جا رفته‌اند

هیچ‌کس نیست، چیزی بگو؛ 
برای خودم 
و خودت.

کنعان - یک


مثل رسولی که رد طوفان را گرفته است
دوست دارم با همین تخته‌ها هواپیما بسازم
بگذارم پسرم غرق شود
حیوانات، جفت‌جفت غرق شوند
شهرم را عینکم را فراموش کنم
زندگی را به آب بدهم
پرواز کنم 
از این‌جا بروم

مثل پیام‌بری که خسته است
پیام‌بری که واقعن خسته است


+ این قطعه از کیهان کلهر

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱

خلاصه که.. تو نیامدی

لااقل یه‌بار بیا عمو ببینه :(


۲۲ بهمن ۱۳۸۹

من ننویسم کی بنویسه؟

مبارک هم رفت وُ
تو
نیامدی


۲۶ دی ۱۳۸۹

زخم‌هات رو نفروش پاسبون

آدما هنوز هم کنج خونه دق می‌کنن...


۸ دی ۱۳۸۹

قانون بقای رفتن

فرودگاه امام از بین نمی‌رود؛ از بدرقه‌ای به بدرقه‌ی دیگر منتقل می‌شود.


۶ دی ۱۳۸۹

گر دلی از غمزه‌ی دلدار باری بُرد، بُرد

عکس هرکی که رفت روی دیوار، خودش هم رفت...


۲۳ آذر ۱۳۸۹

حسین خسته، حسین تنها، حسین آغلادی گتدی یاتدی

بالاخره یه‌روزی یه تعزیه وسط باند فرودگاه امام برپا می‌کنم...


۷ آذر ۱۳۸۹

به‌سلامتی اون درختی که نگران باغبونشه

به‌سلامتی اون شوفر هواپیما که می‌فهمه بارش آهن نیست، عزیز ماست.


«صبح‌شو»

بیدار نشو؛ از فردا توی این شهر دیگه تنهایی...




۶ آذر ۱۳۸۹

سرگرمی‌های آموزشی

خلاصه آمار سایت فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)
بازدید امروز: 6
بازدید دیروز: 684
افراد آنلاین: 4
بازدید کل: 285909

شمارنده‌ی سایت فرودگاه بین‌المللی امام. روی «نمایش آمار کامل» کلیک کنید و «آخرین بازدیدها» را بزنید. درس‌ها در آن نهفته است.



تفریح تازه‌ام، و لینک جدید این وبلاگ است.


دشمن مردم




۲۹ آبان ۱۳۸۹

در زلال فرودگاه امام

یه‌روزی هم می‌بینی یه مجسمه از من ساختن، گذاشتن پشت گیت پرواز توی فرودگاه امام، مسافرا به‌اش ادای احترام می‌کنن قبل از رفتن.


تقدیم به حسین نوروزی و بانو

به سلامتی اون بسته‌ای که از غربت رسیده...


۲۶ آبان ۱۳۸۹

انگار این قصه فقط با تردید چاقو تموم می‌شه

گوسفند تمـــــــــــــــوم عیدا ماییم...


ویرجینیا وولف و دیگران به سعی پاسبان

بیایید از رفتن، تراژدی نسازیم؛ از آن کابوس، همان یک نسخه کافی است.


با هر بدرقه کوچک‌تر می‌شویم

تقصیر تو نیست؛ از اون بالا که نگاه می‌کنی، واقعا فقط یه چیزای کوچیکی رو جا گذاشتی این پایین...